بروجردی قم -- اسناد و مدارک -- تاریخ -- قرن 13ق. Qom (Iran) -- Sources -- History -- 19th century مسجد اعظم
اللغة
فارسی
الفهرس
-
! ولی من،که خودم در ملاقات شاه و آقای بروجردی حضور داشتم،می- دانستم که شاه،دست ایشان را هم نبوسیده؛فقط همینطور دست آیتالله بروجردی را گرفت و گفت:«احوال آقا چطور است»؟!آنجا بود که فهمیدم این قضیه را،«ازهاری»جعل کرده و به شاه گزارش داده است. این بود که گفتم:آقای هیراد!زودتر باید حرکت کنیم!ضمنا ما میبایست در بازگشت از این مسافرت،گزارش کار را کتبا و شفاها حضور آیتالله بروجردی و شاه برسانیم. یادم هست که یک روز،مرحوم دکتر بهشتی گفتند که من،فردا میخواهم با آقا صحبت کنم و ببینم که آیا اجازه میدهند ما به دانشگاه برویم یا نه؟!فردای آن روز که ایشان را ملاقات کردم،گفتند:من،امروز خدمت آیتالله بروجردی رفتم و گفتم: آقا!من،برنامهام این است و قصد دارم که برای تحصیل به دانشگاه بروم. ایشان فرمودند:خوب،هدف شما از رفتن به دانشگاه چیست؟میخواهید قاضی بشوید؟گفتم:نه آقا!نمی- خواهم قاضی بشوم،میخواهم آنچه را که دانشگاهیان دارند،ما هم داشته باشیم و بلکه زیادتر از آن را نیز داشته باشیم و بعد،بتوانیم در دانشگاه نفوذ کنیم و آنجا را تحت تأثیر خودمان قرار بدهیم!آقای بروجردی هم این نظر را پسندیده و گفته بودند که بسیار خوب،بروید! (به تصویر صفحه مراجعه شود) * مبارزهء آیتالله بروجردی با مراسم آتشپرستی در آذربایجان یک وقتی بعضی زا علمای تبریز اعلامیهای برای آقای بروجردی آوردند،مبنی بر اینکه قرار است در کوههای آذربایجان،مراسم چهارشنبه سوری اجرا کنند و گفتند که برنامه این است که مشعلی به دست بگیرند و تظیم به آتش بکنند و از این طرف کوه به آن طرف بروند و..."
آیتالله بروجردی مدتها در این فکر بودند که در کنار حرم حضرت معصومه، مسجدی مانند مسجد گوهرشاد ساخته شود .......