بدون سجل بحث
لا توجد عمليات بحث في السجل
Empty cover
نسخه‌شناسی مصاحف قرآنی (13): مصاحف قرآنی منسوب به خط ائمه علیهم السلام: واقعیت یا جعل؟

نسخه‌شناسی مصاحف قرآنی (13): مصاحف قرآنی منسوب به خط ائمه علیهم السلام: واقعیت یا جعل؟

طبع 1، المجلد 188

10.22081/jap.2021.70682

شناسنامه

العنوان واسم المؤلف

نسخه‌شناسی مصاحف قرآنی (13): مصاحف قرآنی منسوب به خط ائمه علیهم السلام: واقعیت یا جعل؟

المواصفات الشكلية

ش 67 - پ 106.

الموضوع

قرآن‌های کوفی
مصاحف منسوب به ائمه
قرآن امام علی علیه السلام
جعل امضا یا انجامه در نسخه‌های قرآن

المعرّفات المضافة

کریمی‌نیا، مرتضی، نویسنده .

اللغة

فارسی

الفهرس

کانورتور

ملاحظات

 There are indications that from around the fourth century AH, the inscription and handwriting of some Qur’ānic manuscripts in the Kufic script have been attributed to Imām Ali or other Companions, such as the third caliph, ‘Uthmān b. ʻAffān. On the other hand, a search of private collections, museums, and libraries in Iran and around the world reveals that there are now nearly 200 complete or incomplete copies of the Qur’ān attributed to Imām Ali or other Shiite imāms. This article presents two categories of apparent reasons or historical evidence for the unreality of these attributions. First, based on ancient historical texts, it tries to sufficiently show that the oldest written historical documents from the first three centuries AH, all lack such attributions. In addition, mentioning the name of the scribe at the end or middle of a copy of the Qur’ān was uncommon in the first three centuries; therefore, the existence of a colophon at the end of a part of the Qur’ān and the attribution of it to one of the Shiite Imāms in the first century, leads to historical anachronism. The second set of reasons and evidence for the falsity of these attributions goes back to the typological aspects of these codices. In this section, the author describes some of the features in these manuscripts, such as the type of calligraphy (e.g., the Eastern Kufic script), the material of the manuscript (e.g., paper), the Qur’ānic content (e.g., the use of various canonical and non-canonical readings), the existence of errors and inaccuracies of the scribe (according to the Shiites, Imāms do not make mistakes), as well as clear signs of forgery of colophons in Kufic script. These features evidently convince us that the attribution of these codices to the Shiite Imāms is incorrect and unreal.  .

 نشانه‌هایی در دست است که از حدود قرن چهارم هجری، کتابت و دستخط برخی از نسخه‌های قرآنی به خط کوفی را به امام علی علیه السلام یا دیگر صحابه، چون خلیفۀ سوم، عثمان بن عفان نسبت داده‌اند. از سوی دیگر جستجو در مجموعه‌های خصوصی، موزه‌ها و کتابخانه‌های ایران و جهان نشان می‌دهد اکنون قریب به 200 نسخۀ کامل یا ناقص قرآن منتسب به دستخط امام علی علیه السلام یا یکی دیگر از امامان شیعه وجود دارد. مقالۀ حاضر دو دسته دلیل یا مدرک تاریخی بر غیرواقعی بودن این انتساب‌ها ارائه می‌دهد. نخست بر اساس متون تاریخی قدیم می‌کوشد نشان دهد که کهن‌ترین اسناد مکتوب تاریخی برجا مانده از سه قرن نخست همگی فاقد چنین نسبت‌هایی‌اند. به علاوه، ذکر نام کاتب در انتها یا میانۀ یک نسخۀ قرآن امری غیر رایج در سه قرن نخست است؛ لذا وجود ترقیمه یا انجامۀ کاتب در انتهای بخشی از قرآن، و انتساب آن قرآن به یکی از امامان شیعه در قرن نخست، مستلزم زمان پریشی تاریخی (anachronism) است. دومین دسته از دلایل و شواهد بر جعلی بودن این انتساب‌ها، به جوانب نسخه‌شناختی این مصاحف منسوب به امامان شیعه بازمی‌گردد. در این بخش نویسنده، نشان می‌دهد که  برخی ویژگی‌های موجود در خود این نسخه‌ها، از جمله نوع خط (مثلاً به‌کارگیری خط کوفی مشرقی)، جنس مصحف (مثلاً استفاده از کاغذ)، محتوای قرآنی (مثلاً استفاده از قرائات مختلف رسمی و شاذ)، وجود اشتباهات و سهو کاتب (که به اعتقاد شیعه، از جانب امام روی نمی‌دهد)، و نیز نشانه‌های واضحی از جعل امضا به خط کوفی، به روشنی ما را قانع می‌کنند که کتابت این مصاحف به دست امامان شیعه را نادرست و غیرواقعی بدانیم.      .

dociar img