ملاحظات
یادداشت توصیفی : داستان خيالى دو عاشق يمنى فرزندان دو برادر سرور و پيشوا ، و رقه فرزند همام و گلشاه دختر هلال و سرگذشت مراتب جوانمردى و شجاعت ورقه و عشق و علاقه گلشاه بدو .
آغاز : شنيدم كاندر ايام پيامبر
يكى خيلى بدى با جاه بافر
در اطراف يمن بگرفته آرام
بدى حى بنى شيبانشان نام
انجام افتاده : همى زد شعله بر افلاكيانش
ز روز تير و بخت سياهش