آن بر سر گنجست که.... جلب انتباه به ریزه کاری بیتی از سعدی
Physical Description
ش 5 - پ 9.
Subject
سعدی شیرازی غزل سعدی سنت کتابت معنای شعر شرح شعر رسم الخط حرف گ کتابت حرف گ
Added Identifiers
جهانبخش، جویا، نویسنده .
Language
فارسی
Cataloger
کانورتور
In the present paper, the author is going to study a verse by Sa’di Shirāzi, “Ān bar sar-e ganjast ke chon noqte be konji benshinad va sargashte cho pargār nabāshad” (One who has the treasure sits in a spot like a dot, and does not wander around like a compass). Therefore, he firstly talks about the interpreters’ views upon this verse, and then express his own opinion. According to him, Sa’di had a glance ata writing and orthography tradition of his time relying upon which he adds an artistic image to the original meaning. This image is related to the Back then, it was .”گ“ way of writing the letter common among the writers to use one or more dots in order to show the difference between the letters The author believes that the poet .”ک“ and ”گ“used this slight difference in his choice of words in order to create a picture of the original meaning of the verse in the readers’ minds.
نویسنده در نوشتار پیش رو بیت «آن بر سر گنجست که چون نقطه به کنجی بنشیند و سرگشته چو پرگار نباشد » از سعدی شیرازی را مورد مداقه قرار داده است. از این رو، نخست دیدگاه شارحان پیرامون این بیت را بیان داشته و سپس، نظر خود را در شرح بیت اظهار می نماید. به زعم وی، سعدی در بیت مذکور گوشه چشم شاعرانه ای به یک سنت کتابتی و رسم الخطی روزگار خویش داشته و با تکیه بر آن، در کنار معنای اصلی، تصویر هنرمندانه دیگری را به ذهن القا کرده است. آن تصویر، به شیوه کتابت حرف گاف بازمی گشت که در آن روزگاران، شایع بود که بسیاری از کاتبان، برای نشان دادن تفاوت کاف و گاف، گاف را به ریخت همانکاف می نوشتند و آنگاه نقطه یا نقطه هایی روی آن می نهادند تا از کاف متمایز شود. اعتقاد نویسنده بر آن است که در کنار آن معنای اصلی بیت که کم و بیش مورد نظر شارحان است، این تصویر را به ذهن می آورد که وقتی نقطه بر سر کاف می نشیند، آن را گاف می کند. یعنی هر گاه نقطه بر سر کنج بنشیند، آن را گنج می گرداند. درواقع، نقطه ای که بر سر کنج نشسته است، بر سر گنج نشسته؛ درست چونان کسی که نقطه وار و کناره جویانه و خلوت گزینانه به کنجی می نشیند، چنینکسی هم بر سر گنج نشسته است.