مقالۀ حاضر به بررسی دو ترجمه از عهد عتیق در پرتو متن اصلی آن، زبان عبری متمرکز است. شواهد مورد مطالعه در چهار بخش، به ترتیب به امتیازهای ترجمۀ قدیم و ترجمۀ سیار، سپس نقاط ضعف آنها میپردازد.
پژوهش حاضر به این نتیجه رهنمون شده است که زبان اصلی تورات، هماره از زبان مقصد فراتر میباشد، و مخاطب فنی همواره برای دریافت ظرائف متن، ناگزیر از مراجعه به چندین ترجمه است؛ چه اینکه اساسا در مورد متون کلاسیک و فاخر ترجمهها چون آینههای شکسته عمل میکنند. از اینرو، در جامعۀ علمی فارسی زبان مخصوصا در پژوهشهای تطبیقی صرفا با اتکا به یک ترجمه، نمیتوان از سوء فهم و برداشتهای نااستوار ایمن بود.
.