
مير غياث الدين على قزوينى ، نقيب خان
نسخه 1
سرشناسه
مير غياث الدين على قزوينى ، نقيب خان، نویسندهعنوان و نام پدیدآور
مهابهارتفولیوی کتاب
32 * 18.موضوع
ادبزبان
فارسیفهرست نویس
-یادداشت
یادداشت
یادداشت توصیفی : داستانها و حكايتهائى است بعضاً حماسى ، از پادشاهان هند و برهمنان دينى هندوان ، كه طى آنها آموزشهاى دينى اخلاقى و گاه حماسى داده مىشود و نزد هندوان داراى جايگاه دينى ملى والائى مىباشد . اين ترجمه منشئاتى است شبيه كليله و دمنه با فارسى پيچيده و داراى اصطلاحاتى است از لهجههاى مختلف هندوستان كه از اين جهت نزد زبان شناسان داراى اهميت است . گويند : اصل اين كتاب كه شاهنامه هند است ، به زبان سانسكريت بود و نگارش آن از سده پنجم قبل از ميلاد شروع و تا چهار قرن پس از ميلاد تكميل شده و تعداد زيادى سراينده در خلق اين اثر باستانى حماسى كه يكى از دو اثر بسيار مهم هند است نقش داشتهاند . ترجمه اين سروده در عصر اكبر شاه از سال 990 تا 995 توسط عدهاى از مترجمان انجام شده كه ظاهراً تنظيم آن ترجمهها را ابوالفيض فيضى فرزند شيخ مبارك عهدهدار بوده و مقدمه كتاب را برادرش ابوالفضل علامى ( 1011 ) نوشته است . اين كتاب در هجده « پرب » ( باب يا دفتر يا فن ) و يك خاتمه مىباشد ، و مقدمه فارسى آن ادبى با ابياتى مناسب نگاشته شده و مختصر عناوين هجده گانه چنين است : پرب اول ( آد پرب ) : در احوال كوروان و پاندوان و فهرست كتاب . پرب دوم ( سبها پرب ) : در فرستادن راجه يو دشتر برادران را به اطراف عالم . پرب سوم ( بن پرب ) : در رفتن پاندوان به صحرا . پرب چهارم ( بيرات پرب ) : در آمدن پاندوان از صحرا در شهر بيرات . پرب پنجم ( اودم يا اودك پرب ) : در آشكار شدن پاندوان . پرب ششم ( بهيشم يا بهيكم پرب ) : در جنگ كردن مبارزان طرفين . پرب هفتم ( درونه پرب ) : در ربودن و سردار ساختن درونه . پرب هشتم ( كرن پرب ) : در احوال جنگ و ربودن كرن . پرب نهم ( شل پرب ) : در سردار ساختن شل و پهلوانيهاى او . پرب دهم ( سوپتيك پرب ) : در خاتمه جنگ و احوال كرت پرما . پرب يازدهم ( استرى پرب ) : در گريستن زنان جانبين بر مردههاى خود . پرب دوازدهم ( شانت پرب ) : در بركنارى راجه يو دشتر . پرب سيزدهم ( انوشاسن پرب ) : در تصدق و خيرات نمودن بهيشم پتامه . پرب چهاردهم ( اشميد پرب ) : در كفارت و توبه بهيشم پتامه . پرب پانزدهم ( آشرم واسيك پرب ) : در بيان تجرد شدن درته راشت و كاندهارى . پرب شانزدهم ( موسل پرب ) : در بىدولتى و خرابى احوال جادوان . پرب هفدهم ( مهاپرستهان پرب ) : در شرح احوال تجرد راجه يو دشتر با برادران . پرب هجدهم ( سرگاروهن پرب ) : در گذاشتن ارواح پاندوان و ابدان را در كوه . آغاز مقدمه : « اى هژده هزار عالم از شوق تو مست سر در ره جستجو و جان بر كف دست بس تخته سياه گشت و بس خامه شكست نقشى ننگاشتند زانگونه كه هست هيهات هيهات ذره امكان را كه گم گشته باديه حيرت و پريشانى ( ضلالت ) است چه يارا كه از دريافت آفتاب وجوب دم زند » .